پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

166

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

نزد شاه ، كه در شكارگاه به سر مىبرد ، فرستادند و در انتظار پاسخ ، شب ، همان‌جا چادرها را در كنار رودخانه برپا كردند و تابوت را در يكى از آنها قرار دادند ؛ تا صبح بر سر جنازه شمعدان‌هاى متعددى افروخته بود و ملاها آنى از مرثيه‌خوانى غفلت نمىكردند . فردا صبح دستور شاه آمد و طبق وصيت متوفى ، جنازه را به مشهد خراسان ، كه در آنجا يكى از مقدسان ايرانىها به نام امام رضا به خاك سپرده شده ، و متجاوز از سى روز با فرح‌آباد فاصله دارد ، حمل كردند . اكنون برگرديم به مطالب راجع به خود من . روز جمعهء مقدس ، مطابق با سيزدهم آوريل ، شنيدم كه شاه مجددا عازم اشرف شده و زنان و تعدادى از ملازمان خود را نيز همراه برده است . چون ملاحظه كردم كه جلسهء ملاقات من ممكن است در اثر فراموشكارى خيلى به عقب افتد ، چنين صلاح دانستم كه بهتر است موضوع را به نحوى يادآورى كنم . با استفاده از نزديكى عيد پاك ، به‌طورى كه مرسوم است ، براى دوستان خود سلام و شادباش فرستادم و به‌خصوص براى آقامير ، علاوه بر آن ، بعضى از تنقلات فرنگى و تعدادى تخم‌مرغ رنگى پاك ارسال كردم ، زيرا مىدانم كه حتى طبقهء اعيان ايرانى به تخم‌مرغ‌بازى علاقه‌مندند و ممكن نيست تخم‌مرغى جلو خود ببينند و آن را براى آزمايش سختى پوستش به دندان خود نزنند و سپس بازى با آنها را آغاز نكنند . آقامير همان‌طور كه مرسوم است ، فرستادگان مرا كه حامل هداياى كوچك ارسالى بودند با مهربانى تمام به حضور پذيرفت و به آنها گفت كه به زودى به ديدنم خواهد آمد ، زيرا بعد از عزيمت تخته‌بيگ خيلى به يادم بوده است . آنان طبق دستورالعمل قبلى من گفته بودند كه در ايام اخير ، هيچ‌كس به ديدارم نيامده و آقامير از اين موضوع سخت اظهار تأسف كرده و گفته بود در اين باره نهايت درجهء سهل‌انگارى شده است . وى مىخواست همان موقع خدمت‌كاران خود را به سراغ يك نفر كه نمىدانم چه كسى بود بفرستد ، ولى سرانجام به فرستادگان من خاطرنشان ساخت كه فردا وزير شهر را به ديدار من خواهد فرستاد . فردا كه شنبهء مقدس بود ، صبح خيلى زود وزير مازندران به نام تقىميرزا به خانهء من آمد - ميرزا مانند وزير عنوان و تقى اسم خاص است . به اين وزير ، ساروتقى به معنى تقى زرد هم خطاب مىكنند و اين اسم را شاه بر او نهاده زيرا موهايش تماما بور است « 1 » . وقت به اندازه‌اى زود

--> ( 1 ) . براى دانستن شرح زندگى ساروتقى « مخدوم‌الامرا و خادم‌الفقرا » كه از مرتبه‌اى پست به وزارت و صدارت اعظم رسيد ، و زمانى در سراسر ايران فرمان‌رواى مطلق بود ، مراجعه شود به كتاب چند مقالهء تاريخى و ادبى ، تأليف استاد نصراللّه فلسفى . - م .